تبليغاتX
یکتا همدم بی ادعـــــــــــــــــــــــا
یکتا همدم بی ادعـــــــــــــــــــــــا

کاش می شد به قلم رنگ صداقت بزنيم

کاش می شد به دلی مرحمی از مهرو عطوفت بزنيم

کاش می شد به محبت به دل شکسته ای بند بزنيم

کاش می شد حرف تلخ يک حقيقت را حلاوت بزنيم

کاش می شد که کمی لطف به هم ميکرديم

کمترين حق را ز ديگران طلب ميکرديم

کاش می شد که گذشت حرف حقيقت می شد

صد حرف دروغ را نــــــــــه جای حقيقت بزنيم

کاش ميشد که گل دوستی بی خار بود

خار را چو خاشاک بـــــــــــــه آتش بزنيم

کاش می شد که کاشکی می کاشتيم

گل صد آرزو را درو می داشتيم

طول عمری که خدا داد به ما

کاش عرضی از اين طول بر می داشتي .......

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 15:5 توسط ساره| |

وقتی که دیگر نبود.....

من به بودنش نیازمند شدم،...

وقتی که دیگررفت.....

من به انتظار آمدنش نشستم،،،

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد.....

من اورا دوست داشتم،...

وقتی که او تمام کرد.....

من شروع کردم...

وقتی که او تمام شد.....

من آغاز شدم،...

وه چه سخت است،

تنها متولد شدن ....

مثل تنها زندگی کردن...

مثل تنها مردن ....

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 15:3 توسط ساره| |

وقتي دور از آدمهاي نزديكت باشي
تازه قدرشان را مي‌داني و
تازه حس مي‌كني كه چقدر حضورشان
در زندگيت روان است...
من زير آسمان بلند هستم
نفس مي‌كشم...
من اين روزها زياد دلم مي‌گيرد
حس مي‌كنم در اين لحظه ناشناخته‌ترينم
عادت مي‌كنم به فهميدن،...
كنار مي‌آيم با بودن،
طي مي‌كنم با زندگي،
گذر مي‌كنم از اتفاق
دلم فرياد مي‌خواهد و طبيعت بكر
و يك سكوت عميق
و تبسمي طولاني
تبسمي طولاني، ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 15:1 توسط ساره| |
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:51 توسط ساره| |
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:45 توسط ساره| |
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:44 توسط ساره| |
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:43 توسط ساره| |
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:42 توسط ساره| |
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:41 توسط ساره| |
سلام بچه ها

نمازو روزه های همتون قبول حق.

ببخشید که نتونستم زودتر خدمت برسم .عیدتون مبارک.

هرچند که تاریخ انقضای این پیام گذشت اما ...

قبول کنید دیگه...

ممنونم که به من لطف دارید.

به امید روزای بهتر

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 12:42 توسط ساره| |