تبليغاتX
یکتا همدم بی ادعـــــــــــــــــــــــا <
یکتا همدم بی ادعـــــــــــــــــــــــا

در زمينی كه ضمير من و توست
از نخستين ديدار
هر سخن ، هر رفتار
دانه هائی است كه می افشانيم
برگ و باری است كه مي رويانيم
آب و خورشيد و نسيمش  مهر ” است ،

گربدان گونه  كه بايست به بار آيد
زندگی را به دل انگيزترين چهره بيارايد
آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف
كه تمنای وجودت همه او باشد و بس
بی نيازت سازد ، از همه چيز وهمه كس.

 

فریدون مشیری

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 12:49 توسط ساره| |

از ما گذشت...

باید به ابر بیاموزیم،

تا از عطش گیاه نمیرد!

باید به قفل ها بسپاریم،

با بوسه ای گشوده شوند!

بی رخصت کلید!

                                           (نصرت رحمانی)

نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 16:50 توسط ساره| |