تبليغاتX
یکتا همدم بی ادعـــــــــــــــــــــــا <
یکتا همدم بی ادعـــــــــــــــــــــــا

روزی که دلدادگی اش

به فراز آید

شبش را

به پاس تو

نو می کنم باز

 

آيی خرام ، خرام

همچو آهوی ناز

به درگاه نياز

بنواخته به پا ، ساز

 چشمي بدوزي

افق هاي دو كبوتر را

آن دو چكاوك هم شانه ي نسيم...

 

از دلت هر چه داري

بنمايي به آيينه يار

بي عار

به دل كوه

هان! نكنده باشي اگر غار

به خواب عافيت

كِشي پرده ي قيامت

كه تا هستي هم

به پاي هم

شويم صنوبر خيال عشاق

تا به ياد اين وصال

همگان بر كَنند

باور جنگ با جنگ

تا همه سال...

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 23:43 توسط ساره| |